تبليغاتX
JavadITman

چهارشنبه ششم شهریور 1387

چند نکته در باب عبادت و نماز

 به خدا این بلاگفا ما رو دیونه کرده یک روز تو اینترنت اکسلور باز نمی شه یک روز همه فونتاش درشت می شه یک روز نظراتش از کار می افته من به جان خودم نمی دونم چیکارش کنم.{شکل گریه به پهنای صورت} باز هم از همه دوستانی که اومدند و نظر دادند و نظرشون ثبت نمی شد پوزش می خواهم. من موندم با این سیستم ضعیف بلاگفا ما باید هر روز یک ابراز پشیمونی بکنیم . خدا کنه زود تر درست بشه
عزیزان دل برای اینکه با این مشکل عدم بالا اومدن وبلاگ و ثبت نظرات در سیستم بلاگفا دیگه بخورد نکنید بهترین راه حل نصب مرورگر فایرفاکس هستش.این بلاگفا با اینترنت اکسپلور مثل اینکه پدر کشتتگی داره.

با سلام خدمت دوستان عزیز
دیدم تو پست قبلی یک اشاره ای به نماز اول وقت کردم گفتم تو این پست یکم درباره فلسفه نماز و نماز اول وقت مطلبی بزنم که این مطالب رو از تفسیر نماز آقای قرائتی و سایت آیت الله بهجت استخراج کردم.در ظاهر مطالب بسیار ساده و روان است ولی اگه روی اون ها کمی تفکر کنید می بینید گره همه مشکلاتمون بوسیله همین چند تتیر حل می شه.


هدف آفرینش

عبادت، هدف آفرينش ماست. قرآن مى‏فرمايد: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ«
كارهايى را كه انجام مى‏دهيم، اگر براى رضاى خدا باشد، عبادت است؛ گرچه مانند كسب و كار، تحصيل علم، ازدواج و يا خدمت به مردم، براى رفع نيازهاى خود يا جامعه باشد.
آنچه يك امر را عبادت مى‏كند، آنست كه به انگيزه‏اى مقدس انجام شود و به تعبير قرآن رنگ خدايى " صبغة اللّه " داشته باشد

 

بى‏تفاوتى نسبت به عبادت

حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: اى انسان! چشمت روشن، اگر با گذشت اين همه سال از عُمرت (وبا داشتن اين همه استعداد، قابليت، امكانات، عقل، علم و وحى)، باز هم مثل حيوانى در چراگاهى گامى نهى و خوابى كنى. 

افراد با تقوى كه وجودشان با نور الهى روشن شده، با هر نماز يك گام به جلو مى‏روند، زيرا نماز تكرار نيست، بلكه معراج است. پلّه‏هاى يك نردبان همه مثل هم است، اما هر پله يك قدم انسان را رو به بالا مى‏برد. چنانكه كسى كه چاه حفر مى‏كند، در ظاهر كارى تكرارى مى‏كند و همواره كلنگ مى‏زند، اما در واقع با هر كلنگى كه مى‏زند به عمق بيشترى مى‏رسد.
ركعات نماز در ظاهر تكرارى‏اند، اما در واقع پلّه‏هاى بالا رفتن از نردبان كمال و عمق دادن به معرفت و ايمان‏اند.
نمازگزار اجازه نمى‏دهد كه عمرش چراگاه شيطان و لگدكوب او گردد. امام زين‏العابدين‏عليه السلام در دعاى مكارم‏الاخلاق از خداوند چنين مى‏خواهد: خداوندا! اگر عمر من چراگاه شيطان است، آن را قطع كن.

 

روحيه عبادت

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله به جابربن عبداللّه انصارى فرمود: «اِنَّ هذَا الدّينَ لَمَتينٌ فَاَوْغِل فيهِ بِرِفْقٍ وَلا تُبَغِّضُ اِلى‏ نَفْسِك عِبادَةَ اللَّهِ» همانا دين خدا استوار است، پس نسبت به آن مدارا كن (و زمانى كه آمادگى روحى ندارى عبادت را بر خود تحميل نكن) كه عبادت در نزد تو مبغوض شود.
در حديث ديگرى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏خوانيم: «طُوبى‏ لِمَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ وَ عانَقَها« خوشا به حال كسى كه به عبادت عشق ورزد و آن را همچون محبوبى در بر گيرد.

 

ميانه‏روى در عبادت

استاد شهيد مرتضى مطهرى نقل مى‏كند كه عمروعاص دو پسر داشت؛ يكى طرفدار حضرت على‏عليه السلام شد و ديگرى طرفدار معاويه. روزى پيامبر به فرزند خوب عمروعاص (عبداللّه) فرمود: شنيده‏ام كه تو شبها را به عبادت و روزها را به روزه مى‏گذرانى، گفت بله يا رسول اللّه، پيامبر فرمود: من اين راه را قبول ندارم.

در سفارشات اسلامى آمده كه اوقات خود را چهار قسمت كنيد و سهمى را براى تفريح و لذّت بگذاريد كه اگر اينگونه عمل كرديد براى كارهاى ديگر نشاط خواهيد داشت.

قرآن كريم به يهوديانى كه در روز استراحت و تعطيل، به سراغ ماهيگيرى و كار مى‏رفتند عنوان متجاوز مى‏دهد: «وَ لَقَد عَلِمْنَا الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِى السَّبْتِ» ما از متجاوزين روز شنبه (كه حريصانه به سراغ كار مى‏رفتند) آگاهيم.
به هر حال حفظ نشاط و روحيه در عبادت، يك اصل است كه با ميانه‏روى حاصل مى‏شود.

 

فلسفه عبادت در قرآن

قرآن فلسفه نماز را ياد خدا مى‏داند؛ «أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى «
و ذكر خدا را مايه آرامش دلها؛ «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ« 
و نتيجه آرامش دل را پرواز به ملكوت. «يَأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى‏ رَبِّك«  
قرآن در مواردى ديگر، دليل عبادت را تشكر از خداوند مى‏داند:
«اُعْبدوُا رَبَّكُمْ الَّذى خَلَقكُم«
پرستش كنيد پروردگارتان را كه شما را آفريد.

 

نماز و قصاص!

نه تنها در اسلام، بلكه در همه اديان الهى قانون قصاص مطرح است كه طبق آن كيفر كسيكه گوش قطع كند آنست كه گوشش بريده شود و كيفر كسى كه دندان بشكند آنست كه دندانش شكسته شود تا عدالت اجرا شود. يكى از موارد قصاص آنست كه دست دزد بايد قطع شود، ولى فقط چهار انگشت او، و كف دست باقى مى‏ماند. زيرا قرآن مى‏گويد: «وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ «محلّ سجده براى خداست.
چون انسان هنگام سجده بايد كف دست خود را بر زمين گذارد لذا در كيفر سارق بايد به مسأله نماز و سجده توجه داشت و كف دست او را قطع نكرد تا حقّ عبادت حتى براى سارق هم محفوظ بماند!

 

نماز اول وقت

در تاريخ آمده، رهبر گروه صابئين كه نامشان در قرآن آمده است، دانشمندى مغرور و متعصّب بود. هر بار كه با امام رضاعليه السلام به گفتگو مى‏نشست زير بار نمى‏رفت، تا آنكه در جلسه‏اى چنان تار و پود افكارش در هم ريخت كه گفت: اكنون قلبم نرم شد و منطق شما را پذيرفتم. در اين هنگام صداى اذان بلند شد، امام رضاعليه السلام به قصد نماز جلسه را ترك كردند، دوستان امام هر چه اصرار كردند كه اگر لحظاتى جلسه را ادامه دهيد او و تمام پيروانش مسلمان مى‏شوند، فرمودند: نماز اوّل وقت مهم‏تر از بحث است، او اگر لايق باشد بعد از نماز هم مى‏تواند حق را بپذيرد. دانشمندِ صابئى كه اين صلابت و قاطعيت و تعبّد و عشق به حق را در امام ديد بيشتر علاقمند شد.

آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید»
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد


نوشته شده توسط جواد ياراحمدي در 21:31 |  لینک ثابت   •