چهارشنبه سی ام مرداد 1387
کمد بابام و چند تا نصیحت از محمد تقی بهجت حفظه الله

برام خیلی جالب بود تا بفهمم که این آیت الله بهجت چه شخصیتی هست که حسابی تو جامعه اسم در کرده و کلی آدم ندید بهش علاقه مند شدند. یک چیز هایی جزئی ازش می دونستم ولی خوب تا حالا نه ازش کتابی خونده بودم نه فیلمی ازش دیده بودم در کل خیلی ازش کم می دونستم تا اینکه یک روز یواشکی رفتیم سر کمد بابام.
( من یادمه بابام تا چند سال پیش می گفت همین کامپیوتر چیه تو هی می شینی پاش. تا یک روز گفت برو برام یک mp3 player بخر ما هم رفتیم این دستگاه خریدیم همانا و بالا رفتن سطح توقع بابامون همانا. دیگه این mp3 جواب گویه تمایلات بابامون نبود که رفت 300000 تومان پول یا مفت رو داد و یک DVD player تصویری خرید . دیگه آقا شب ها می رفت زیر پتو و می نشست سی دی نگاه می کرد. ما هم کنجکاو تو اندر پیچ و خم این کار های بابام که دیدم یک روز با لب تاپ اومد خونه ما رو بگو تا چند وقت از شدت تعجب از خورد و خوراک افتاده بودیم . هر روز هم مشکوک تر می شد و هی با یک پلاستیک سیاه میومد خونه و باز روز از نو و پلاستیک سیاهی جدید از نو . ما نفهمدیم این قضیه چیه رابطه مستقیم با تغییر ناگهانی رفتار بابامون داشت ، خیلی رفتارش خوب شده بود ، شده بود یک بابای دوست داشتنی. تا اینکه بعد از کند و کاشت زیاد اجازه گرفتیم و رفتیم سر کمد بابامون و دیدم بله شعبه دوم یاالثارت رو زده ، حدود 300 یا 400 تایی سی دی مذهبی و اخلاقی و اجتماعی گرفته بودش و نشسته بود همش رو نگاه کرده بود. با خودمون گفتیم دم تکنولوژی رو گرم که حسابی بابایه ما رو راه انداختش و خدا رو هم شکر کردیم که بابامون از تکنولوژی خوشش نمی اومد این شد اگه خوشش میومد چی می شد !!فکر کن الان می رفت دانلود آفلاین راه می انداخت. یک چند تا از سی دی هاش رو برداشتم نگاه کردم دیدم نه ، عجب سی دی های باحالی هستش دیگه تصمیم گرفتیم یک بانک سی دی بزنیم و سی دی های مناسب رو تو خانواده و دوستان با ذکر صلوات کرایه بدیم. این هم قضیه کمد بابایه ما. ولی خدایش هنوز نفمیدیم این سی دی های باحال و به روز رو از کجا میاره مثلا بنده خدا احمدی نژاد هنوز تو کلمبایا سخنرانی نکرده بابایه ما رفته سی دیش رو گرفته).
تو همون حالت فضولی که داشتیم تو کمد بابامون می گشتیم یهو چشمون افتاد به 3 تا سی دی از زندگی بهجت به صورت فیلم با نام در محضر محمد تقی بهجت. خیلی برام جالب بود ، سریع رفتم و سی دی ها رو گذاشتم و 3 تاش رو نگاه کردم. عجب مرد نازنینی بود.ما رو حسابی برد تو فکر ، عجب سلوک و منشی داشت . یک و یا دو تا از سخنرانی هاش رو گوش دادم از بس که سنگین بود مخم هنگ کرد و دیگه جواب نداد ولی 3 تا نصحیت کرد خیلی برام جالب بود ( البته همه نصیحتاش فوق العاده بود ) من اینجا براتون نقل قول مستقیم می کنم ولی از من نخواهید که توضیح بیشتر بدهم چون واقعا قادر نیست ، فقط می تونم بگم امتحان کنید خودتون به جواباش می رسید .
1- یکی ازشون سوال کرد که چیکار کنیم که توی نماز حضور قلب پیدا کنیم ؟
ایشون جواب دادن سعی کنید تمام نمازهاتون رو سر وقت بخونید حضور قلب خودش به وجود میاد
2- یکی دیگه ازشون سوال کرد که چیکار کنیم که بتونیم روی خشم خودمون کنترل کنیم ؟
ایشون جواب دادن زیاد صلوات بفرستید.
3- و از آخر ازشون سوال کردن چیکار کنیم بر روی غریزه خودمون کنترل پیدا کنیم ؟
ایشون جواب دادن زیاد ذکر استغفرالله رو بگین.
ایشون خیلی نکات جالبی رو گفتن حیف که اینجا مجالش رو پیدا نمی کنم بیان کنم . ولی به همین نکات بسنده کنیم که اگه خوب دقت کنیم و عمل کنیم به نتایج شگرفی می رسیم. ها داشت یادم می رفت ایشون دیگه یک چند وقتی هست اصلا هر کسی که باید پیشش و بگه ما رو یک نصحت کنید ، نصحیت نمی کنند و می گویند که به همان چیز هایی که پای منبر ها یاد گرفتید برید عمل کنید. که اگر می خواهین به مقامات بالای معنوی برسید و امام زمان هم از شما خوشنود گردد جوابش بسیار ساده است انجام واجبات و ترک محرمات.
یا حق و التماس دعا
نوشته شده توسط جواد ياراحمدي
در 2:48 | لینک ثابت
•


